%@ Language=VBScript %>
|
کلیات سم شناسی سم شناسي صنعتي هم اكنون چندين هزار ماده شيميايي از فلزات و تركيبات معدني گرفته تا تركيبات پيچيده آلي در صنعت استفاده مي شود. افراد شاغل در صنايع كه از اين مواد استفاده مي كنند، در خطر تماس با این ترکیبات هستند. در بعضي از كشورهاي جهان سوم كه به سرعت در حال صنعتي شدن هستند، بيماريهاي صنعتي به علت بالا بودن سطوح تماس با مواد شيميايي، بسيار شايع تر از كشورهاي توسعه يافته است. يك فرد به طور متوسط يك سوم عمر خود را در محيط كار مي گذراند، لذا محيط كار مي تواند عامل مهمي در تعيين سلامتي او باشد. استخراج معدن هميشه يك شغل پر خطر بوده است و معدن كاران از سيليكوز و كارگراني كه با پنبه نسوز سر و كار دارند همواره از آزبستوز و ناراحتیهای ریوی رنج برده اند. همچنين كارگران چاپخانه كه با كاغذ در تماس هستند، مستعد بيماري هاي پوستي هستند. بنابراين تماس با مواد شيميايي در محل كار هنوز هم خطر عمده اي محسوب مي شود. سم شناسی شغلی سم شناسی شغلی با مواد شيميايي که در محيط کار يافت میشوند، سروکار دارند. کارگران صنعتی ممکن است در طی تهيه، توليد يا بسته بندی ترکیبات سمی يا به واسطه استفاده از آنها در محيط شغلی، در معرض تماس با آنها قرار بگيرند. به عنوان مثال کارگران کشاورزی ممکن است در معرض مقادير مضر حشره کش قرار گيرند. تاکيد عمده سم شناسی شغلی در جهت شناسايی عوامل مسئول، تعيين وضعيتهای منجر به مصرف بیخطرآنها و پيشگيری از جذب مقادير مضر آنها می باشد. تماسهاي شغلي با تركيبات سمي اساسا تماس هاي پيوسته و مزمن است. در معرض قرار گرفتن هم از راه تنفسي و هم از راه تماس پوستي به وقوع مي پيوندند. در نتيجه بيماريهاي ريوي و پوستي از بيماريهاي شغلي معمول محسوب مي شوند. سم شناسی محيطی سم شناسی محيطی با تاثيرات بالقوه زيانبار مواد شيميايی، که به صورت آلودگيهای محيط زيست به ارگانيسمهای زنده وارد میشود، سروکار دارد. اصطلاح "محيط" همه مجاورتهای يک ارگانيسم را دربرمیگيرد، مخصوصا هوا ، آب و خاک.
آلوده کننده مادهای است که در محيط وجود دارد
و حداقل بخشی از آن نتيجه فعاليت انسان بوده و تاثير زيانباری روی
ارگانيسمهای زنده
دارد. آلودگی هوا حاصل صنعتی شدن، توسعه تکنولوژی و افزايش شهرنشينی
میباشد.
همچنين انسان ممکن است در تماس با مواد شيميايی مورد استفاده در محيط
کشاورزی قرار
گيرد، مثل
حشره کشها
يا مواد مصرفی در ساخت مواد غذايی
به صورت باقيماندههاي اين شكل از تماس معمولا مزمن است اما اتفاقاتي ممكن است منجر به تماس حاد انسان ها شود. به عنوان مثال حادثه اي كه در بوپال هندوستان و سويزو به وقوع پيوست ويا تماس مزمن با گازهاي دي اكسيد گوگرد، منو اكسيد كربن و اكسيد هاي نيتروژن در نواحي صنعتي و نواحي با ترافيك بالا منجر به تلفات سنگین انسانی شد. سم و مسموميت سم يا زهربه ماده ای گفته می شود که ازيک راه مشخص يا راههای گوناگون، در مقاديری معين باعث اختلال يا توقف فعل وانفعالات حياتی بدن بطورموقت يادائم ميشود .
مسموميت عبارت است ازبهم خوردن تعادل فيزيولوژيک، جسمانی يا روانی
موجود زنده که در اثر ورود وتماس با ماده خارجی سمی از راههای گوناگون،
رخ می دهد. بروز مسموميت با ظاهرشدن علائم خاص هرمسموميت همراه است
وشدت آن به نوع ماده سمی،مقدارآن وطول مدت تماس بستگی دارد
. درمسموميت حاد، ماده سمی درمدت زمان کوتاه وبه مقدارنسبتا زياد بافرد تماس پيدا می کند. علائم وعوارض مسموميت حاد اغلب شديد بوده ودرصورت عدم درمان ممکن است منجربه مرگ شود .
مسموميت مزمن
اکثر مسموميتهای غذايی يا به علت عدم رعايت بهداشت در هنگام درست کردن غذا ايجاد میشود يا به علت عدم پخت کافی آن صورت میگيرد. آشپزهايی که بعد از رفتن به توالت ، دست خود را نمیشويند سبب انتقال ميکروبهای رودهای و حتی هپاتيت نوع A به ساير افراد میشوند. اکثر مسموميتهای غذايی بعد از دو يا سه روز بهبود میيابند. دو نوع باکتری میتواند سبب مسموميت غذايی شود : استافيلوکوک و سالمونلا مسموميت غذايی با استافيلوکوک : بعد از 6 - 2 ساعت که از خوردن غذای حاوی ميکروب استافيلوکوک گذشت، نشانههای مسموميت آشکار میشود که عبارتند از: تهوع ، استفراغ و اسهال ، شکم درد ، سردرد و در مواردی شوک . مسموميت غذايی با سالمونلا : نشانههای مسموميت غذايی با سالمونلا بعد از يک تا دو روز خود را نشان میدهند و عبارتند از: تهوع ، استفراغ ، اسهال ، شکم درد ، سردرد ، تب و در مواردی شوک . مسموميتهای ناشی از مواد دارويی و شيميايی مواد خارجی يافت شده در غذاها که امکان دارد ايجاد مسموميت بنمايد فقط محدود به ميکروارگانيسمها و ساير عوامل بيولوژيک و سموم مترشحه از آنها نمیشود بلکه انواع مواد شيميايی و داروهايی که به نوعی مواد غذايی را آلوده میکنند نيز میتوانند ايجاد مسموميت کنند. عوارض ناشی از اين دسته مسموميتهای ناشی از مواد غذايی اغلب در دراز مدت تظاهر میيابد. و با استعمال و کاربرد داروها و مواد شيميايی امکان اينکه انسان در کل عمر خود در معرض مسموميت قرار بگيرد وجود خواهد داشت . اکثر اين داروها و مواد شيميايی مثل انواع آنتی بيوتيکها ، داروهايی مثل کوکسيديوستاتيک و يا تيروئوستاتيک ، برخی هورمونها ، داروهای آرام بخش، هر کدام با مصرف خاص به دامهای مورد مصرف انسان تزريق شده يا به عنوان مکمل غذايی توسط آنها مصرف میشود که بقايای اينها در انسان میتوانند سرطانزا، موتاژن و يا حتی تراتوژن و نيز آلرژیزا و يا مسموم کننده باشند. به عنوان مثال، داروهای تيروئوستاتيک، به علت پايين آوردن ميزان فعاليت غده تيروئيد مانع سوخت و ساز کامل در بدن دامها شده و وزن آنها بالا میرود ولی همين باعث شده کيفيت گوشت اين دامها پايين آمده و ضمنا سريع فاسد شوند. به خاطر همين استفاده از اين داروها، در کشورهايی مثل آلمان، ممنوع است و صرفا جهت درمان بکار برده میشود . مسموميت ناشی از فلزات سمی برخی فلزات سنگين مثل آهن جهت حيات ضروری میباشند. در حالی که بقيه مثل سرب در همه ارگانيسمها وجود دارند اما هيچ هدف بيولوژيک سودمندی را دنبال نمیکنند. فلزات سنگين موجود در محيط مثل جيوه ، خطری برای ارگانيسمهای جاندار محسوب میشوند. بعضی از قديمیترين بيماريهای انسان را میتوان به مسموميت با فلزات سنگين در رابطه با توسعه معادن فلزات، تصفيه و استفاده از آنها نسبت داد. حتی با وجود شناخت فعلی از خطرات فلزات سنگين ، ميزان وقوع مسموميت در حد قابل ملاحظهای باقی مانده و نياز به اقدامات پيشگيری کننده و درمان موثر همچنان احساس میشود . هنگامی که مسموميت با فلزات روی میدهد، ملکولهای شلات کننده تجويز میشوند تا با اتصال به فلز، دفع آن از بدن تسهيل گردد. به عنوان مثال، مسموميت ناشی از تتراتيل سرب يا تترامتيل سرب که در برخی از انواع بنزين ها به عنوان تسهیل کننده سوخت بکار گرفته میشود، از طريق پوست، گوارش و تنفس جذب بدن شده و در بافتهای خاص مخصوصا کبد و دستگاه اعصاب مرکزی توزيع میگردد و موجب بیخوابی، توهمات، هذيان، لرزش و تشنج میشود و در آخر، ممکن است باعث مسمومیت شدید شود. امروزه با افزايش مصرف بنزين فاقد سرب، اين نوع مسموميت نيز رو به کاهش است مسموميت ناشی از مواد دفع آفات و حشره کشها اين مواد با هدف افزايش ميزان محصولات کشاورزی بکار برده میشود. اما در کنار مزايای استفاده اين مواد معايبی نيز وجود دارد که مهمترين آنها باقيماندن اين سموم در علوفه و بدن دامهای مختلف و نهايتا تماس انسان میباشد. مصرف علوفه توسط دامها، موجب آلوده شدن شير و گوشت آنها میگردد. تعيين حد مجاز آلودگی به مواد دفع آفات و ارزشيابی آن ،کار دشوار و مستلزم انجام آزمايشهای متعدد است. برخی از اينها تحت تاثير باران ، نور آفتاب ، تغييرات فيزيکوشيميايی و آنزيماتيک دائما در حال تغييراند. به خاطر همين، در ارزشيابی بايد مواد حد واسط را هم در نظر گرفت که برای اينکار هم از مواد راديواکتيو استفاده میکنند. مسموميت ناشی از مواد پروتوزا کليه مواد غذايی با منشا گياهی و دامی حاوی عناصر طبيعیاند، اما پخش مواد پروتوزا در محيط و انتقال آن به گياهان و دامها، راهی را برای آلوده سازی بدن انسان بوسيله اين مواد پرتوزا باز میکند که اين مواد پرتوزا به علت قدرت يونيزاسيون بالای خود موجب اختلالاتی در ساختار ملکولی و اعمال فيزيولوژيک سلولهای و بافتهای بدن، تخریب بافتی، تومورهای سرطانی، خونريزيهای مخاطی و بسياری از عوارض جنبی ديگر را سبب میگردند . وجود هر کدام از اين اختلالات ، ممکن است به ايجاد مسموميت نيز بيانجامد. به خاطر همين بايد اقدامات لازم را جهت پيشگيری از آلودگی گياه و دام انجام داد از آنجمله، افزودن ايزوتوپهای مقاوم به خوراک دامها که با عناصر راديوايزوتوپ به رقابت میپردازند، تا از ميزان جذب آنها توسط ارگانيسم کاسته شود. يا اينکه با نگهداری طولانی گوشت، صبر کرد تا نيمه عمر راديوايزوتوپ ها تمام شود . علائم مسموميت بر حسب نوع مسموميت علايم هم فرق میکند : - خواب آلودگی يا کما (در مسموميت با مواد مخدر) - شکم درد، استفراغ و اسهال (در مسموميت با تحريک کنندگان رودهای) - افزايش بزاق دهان، انقباض و کوچک شدن مردمک چشم ها (در مسموميت با حشره کشها) سوختگی اطراف لب و دهان (در مسوميت با مواد سفيدکننده) درد و گرفتگی عضلانی (در مسموميت با استريکنين) تشنج (در مسموميت با محرکهای سيستم عصبی ) ريزش عرق و تند شدن تنفس (در مسموميت با داروها اعصاب) صورتی شدن رنگ پوست (در مسموميت با منواکسيد کربن) تاولهای پوستی (در مسموميت با منواکسيدکربن و داروهای ضد افسردگي). اقدامات اساسی تحقيق کنيد چه مادهای باعث مسموميت شده است اگر نشانههايی از سوختگی اطراف دهان بود، به فرد مصدوم به آهستگی، يک ليوان آب يا شير بدهيد. مصدوم چه بيهوش باشد چه هوشيار در وضعيت ريکاوری (به پهلوی راست) قرار بدهيد. ظروفی که ماده سمی در آن بوده را همراه با مصدوم به بيمارستان ببريد. هيچگاه تلاش نکنيد فرد مسموم را وادار به استفراغ کنید. اگر بيهوش شده است هنگام تنفس مصنوعی مطمئن شويد که دهان او از مواد سمی پاک شده در غير اينصورت از بينی تنفس مصنوعی بدهيد . سم شناسی برخی از فلزات سرب: کارگران باتری سازی، ريخته گری، لحيم کاری ، ساخت لوله ومخازن آب، رنگ سازی ،کاشی و سراميک سازی، پلاستيک سازی، جواهرسازی و... درمعرض اين فلز قراردارند. جذب سرب معدنی ازراه پوست چندان نيست اما سرب آلی بخوبی ازپوست جذب ميشود. حدود 40% اکسيد سرب استنشاق شده جذب ميگردد. ميزان جذب گوارشی سرب دربالغين 10% ودراطفال حدود50% است. کمبود آهن وکلسيم و رژيم غذايی پرچربی جذب گوارشی سرب را افزايش ميدهد. حدود 90% سرب درون بدن دراستخوانها رسوب ميکند. سرب خون عمدتا به درون گلبولهای قرمز رفته وازطريق اتصال به گروههای سولفيدرين با آنزيمهای سلولی بويژه در سنتز»هم « تداخل پيدا ميکند. دفع سرب ازبدن آهسته بوده وعمدتا از راه کليه ها ميباشد. مدفوع، عرق و ريزش اپيدرمی راههای ديگر دفع هستند. نيمه عمر سرب دربدن طولانی است (10- 5 سال) .بيماری استخوان ( استئوپروز ، شکستگی ها ) وحاملگی وهيپرتيروئيدی باعث افزايش آزاد شدن سرب از استخوان به داخل خون ميشوند . مسموميت حاد با سرب غيرآلی : درد کوليکی شکم، يبوست، تهوع واستفراغ ومدفوع سياه رنگ، آسيب مغز ( دربچه ها شايعتراست ) با علائم سردرد ، سرگيجه ، پوكي استخوان، کما وتشنج التهاب عصب چشمي يا ادم پاپی درفوندوسکوپی هموليز، کاهش حجم ادرار ونارسايی حاد کليه دیده می شود. مسموميت مزمن با سرب غير آ لي:
خستگی،
بي تفاوتي، بی قراری و دل درد که اينها علائم اوليه در مواجهه مزمن
هستند
.
اثرات
قلبی بصورت
افزایش فشارخون
و افزايش احتمال
بيماري عروق كرونر
و ندرتا ميوکارديت در اطفال ، مسموميت با سرب آلی: بصورت تترا اتيل سرب و تترا متيل سرب به بنزين اضافه ميشود. محلول بودن اين ترکيبات در چربی باعث تجمع آنها درسيستم عصبي می شو . بی اشتهائی (آنورکسی) ، بيخوابی، خستگی، ضعف، سردرد و احساس افسردگی علاائم اوليه هستند .
جيوه ترکيبات جيوه در توليد دماسنج، فشارسنج، حشره کشها، قارچ کشها، لامپهای جيوه ای، فراورده های دندانپزشکی و ... کاربرد دارد. جيوه از طریق استنشاقی بخوبی جذب می شود ولی از راه گوارش جذب اندکی دارد. آلکيل جيوه از هر سه راه پوستی، گوارشی و استنشاقی جذب می شود. ترکيبات آلی و هم فلزی جيوه به راحتی از سد خونی مغزی و جفت عبورکرده وبه درون شيرترشح می شوند. نيمه عمرجيوه دربدن 70- 60 روزاست. مسموميت با جيوه
جيوه غيرآلی: درمسموميت حاد، آسيب کليه ها شامل ( دفع پروتئين
ونارسايی حاد کلیه و کاهش حجم ادرار) و در بلع ترکيبات محلول جيوه،
تهوع و استفراغ، دل درد، اسهال وتورم غدد بزاقی نيز مشاهده می گردد.
لرزش دست علامت اصلی مسموميت عصبی جيوه است که ابتدا ظريف و طی استراحت است ولی بتدريج خشن شده وبه صورت بدخط شدن درمی آيد. لرزش سر و ناهماهنگی حرکات عضلات اسکلتی نيز محتمل است
آسیب به اعصاب حسی محيطی ديستال، توهم و فراموشی علائم تاخیری می باشد. كادميوم فلزي است كه به صورت گسترده در صنايع آلياژسازي، آبكاري فلزات، در باطري ها و ذرات مورد استفاده در ساخت جوهر، رنگ، پلاستيك و لاستيك و همچنين مينا كاري مورد استفاده قرار ميگيرد. درصد كادميوم در دود سيگار بالاتر از مرز ايمني است و خطر بزرگ آن استنشاق فلز كادميوم يا اكسيد كادميوم است. مسموميت با كادميوم : آسيب هاي كبدي در تماس مزمن و آسيب هاي بيضه اي در تماس حاد بصورت نكروز، دژنره شدن وكاهش شديد تولید اسپرم دیده می شود. در تماس از راه تنفسي، آسيب و تحريك ريه، آمفيزم به همراه ساير علائم مانند اسهال و بيقراري. نرمي و شكنندگي استخوان در اثر كاهش كلسيم بدن دیده شده است. كروم كارگران در يكسري از صنايع مانند آبكاري كروم، چرم سازي، رنگ سازي وجوهرسازي مستقيما با كروم ارتباط داشته و ممكن است از اين طريق آلوده شوند. در اثر پالايش نفت، سوختن بنزين و ساير فراوردهاي نفتي ، كروم وارد هواي تنفسي مي شود . از اين فلز در جراحي هاي ارتوپدي استفاده مي شود . براي كاهش قيمت ايمپلنت ها در آلياژ، علاوه بر پلاتين از كروم هم استفاده مي شود. كروم پس از مدتي از ايمپلنت به سلولهاي اطراف خود نشت كرده و در نهايت وارد جريان خون مي شود. اين افراد مستعد سرطان پوست و مثانه خواهند بود. از ديگر عوارض كروم سميت هاي كبدي، كليوي و قلبي است. آرسنيك سميت آرسنيك بستگي به راه جذب آن و گونه موجود زنده كه با در تماس است، دارد. از نظر سازمان بهداشت جهاني، حد مجاز آرسنيك در آب و غذاي روز مره انسان ppb 10 است. در زمين هاي كشاورزي تا ppm40 آرسنيك وجود دارد لذا به دليل سم پاشي مزارع، با آفت كش هاي ارزان قيمت آرسنيكي ميزان آن به حدود ppm 2550 مي رسد . از رايج ترين عوارض مسمومیت با آرسنيك، بيماري پاي سياه است كه در آن آرسنيك باعث تغيير شكل گلبولهاي قرمز و گاهي ليز شدن آنها و انسداد مويرگها مي شود. آرسنيك سبب آسيب به عروق و قلب شده و خطر ابتلا به سرطانهاي پوست، مثانه، كبد، ريه وكليه افزايش مي یابد. از رايج ترين عوارض مسمومیت با آرسنيك، بيماري پاي سياه است كه در آن آرسنيك باعث تغيير شكل گلبولهاي قرمز و گاهي ليز شدن آنها و انسداد مويرگها مي شود. آرسنيك سبب آسيب به عروق و قلب شده و خطر ابتلا به سرطانهاي پوست، مثانه، كبد، ريه وكليه افزايش مي یابد. از رايج ترين عوارض مسمومیت با آرسنيك، بيماري پاي سياه است كه در آن آرسنيك باعث تغيير شكل گلبولهاي قرمز و گاهي ليز شدن آنها و انسداد مويرگها مي شود. آرسنيك سبب آسيب به عروق و قلب شده و خطر ابتلا به سرطانهاي پوست، مثانه، كبد، ريه وكليه افزايش مي یابد.گازهای سمی گروهی از مواد سمی هستند که در حرارت به صورت گاز می باشند. مسموميتهايی که توسط اين گازها ايجاد میشود، در صورت عدم درمان بموقع، منجر به مرگ فرد مسموم خواهند شد. اين گازها تحت يک فرمول معين تجسس نمیشوند و برای تجسس هر يک از آنها روش بخصوصی بايد بکار برد. گازهای سمی چون از راه تنفس وارد بدن میشوند، به سهولت وارد جريان خون میشوند و به فاصله چند ثانيه به مراکز عصبی میرسند و از اينجا، اثر آنی و شديد بعضی از سموم گازی معلوم میگردد . مونوکسيد کربن (CO) مونوکسيدکربن گازی است بیرنگ، بیبو و بیطعم و به همين مناسبت در تمام قسمتهای هوا فوری پخش میشود. اين گاز از احتراق ناقص زغال و مواد آلی توليد می شود. مونوکسيدکربن در خون با هموگلوبين ترکيب پايداری را تشکيل میدهد و در نتيجه، اکسيژنرسانی به بافتهای بدن کاهش يافته و در صورت مسموميت شديد، پس از تشنج مرگ فرا میرسد. در مسموميت خفيفتر، سردرد، ضربان شديد شقيقه ها، وز وز گوش، سرگيجه، گاها استفراغ و ضعف عمومی مشاهده میشود. سپس اضطراب به شخص دست داده و مسموم سعی میکند که از جای خود بلند شده و از محيط آلوده فرار کند و اين عمل خود باعث سرعت تنفس و در نتيجه شدت مسموميت میگردد. تنفس مصنوعی، استنشاق اکسيژن در مواقع شديد و تزريق هيپوسولفيت سديم داخل وريدی، مفيد میباشد. دیاکسيدکربن گازی است بیرنگ ، بیبو ، با طعم کمی سوزاننده. اين گاز در حقيقت سمی نيست و مقدار کم آن مراکز تنفسی را تحريک میکند. ولی وجود مقادير زيادی از آن در هوا ، جای اکسيژن را گرفته، بنابراين باعث ايجاد مسموميت میشود. وجود گاز کربنيک در نوشابههای گازدار سمی نيست و قسمتی از آن، از راه تنفس دفع میشود . (CO2) برای تعيين مقدار گاز کربنيک در هوا، آن را از محلول هيدروکسيد باريم عبور میدهند و کربنات باريم حاصل را پس از خشک کردن، وزن میکنند و بقيه هيدروکسيد باريم را با اسيد اگزاليک تعيين مقدار میکنند. کلر کلر گازی است زرد مايل به سبز، در آب محلول بوده و به شدت مراکز تنفسی را تحريک میکند. در اثر ترکيب کلر با آب بافتهای بدن، اسيد هيدروکلريک و اکسيژن توليد میشود. وجود 2.5 ميلی گرم از آن در هر ليتر هوا به سرعت کشنده است. در مسموميت خيلی شديد، مرگ پس از چند دقيقه با ادم ريوی فرا میرسد و اگر مسموميت شديد نباشد، علايم تحريک مراکز تنفسی، تنگی نفس، کبودی اعضای بدن، عرق سرد ، خونريزی ريهها و سپس مرگ، مشاهده میشود . در مسموميت کم، مسموم را در هوای آزاد قرار میدهند. تنفس مصنوعی و استنشاق اکسيژن ممنوع میباشد. قهوه گرم و يا ساير مشروبات به بيمار میخورانند و برای جلوگيری از سرفه، كدئين و برای تقويت قلب او ديژيتالين تزريق میکنند . کلرور کربونيل (COCl2) فوسژن گازی است بیرنگ با بوی نافذ و شبيه بوی علف خشک است. گازی است محرک و خفه کننده که سرفه، ريز اشک و تنگی نفس ايجاد میکند. تقريبا 20 برابر از کلر سمیتر است و از گازهای جنگی محسوب میشود. وجود 0.45 گرم در هر متر مکعب هوا به فاصله يک دقيقه کشنده میباشد. در اطاقهای عمل وقتی که بخارات کلروفرم در مجاورت حرارت تبديل به فوسژن میشوند يا در موقعی که تتراکلريد کربن بعنوان خاموش کننده آتش استفاده میشود، فسژن آزاد و مسموميت اتفاقی با فسژن ممکن است اتفاق بیفتد. اسيد سولفيدريک (H2s) گازی است بیرنگ با بوی تخم مرغ گنديده. در مجاورت هوا با رنگ آبی مشتعل و در آب محلول است. اين گاز از راه تنفس سمی است و از راه خوراکی سميتی ندارد. اگر به نسبت 0.05 در صد در هوا باشد قابل تحمل است. برای پيشگيری از مسموميت بايد در فضايی که اين گاز وجود دارد، تهويه هوا را کامل کرد و ماسکهايی را بکار برد که دارای زغال و مواد قليايی باشد. در صورتیکه مسموميت شديد باشد، مرگ اتفاق میافتد . در مسموميت کم ، حالت تهوع ، استفراغ، ناراحتی قلبی و کليوی، عوارض چشمی و ورم ملتحمه دردناک ديده میشود. تنفس مصنوعی و تجويز داروهای مقوی قلب از راههای درمان آن است دیاکسيد گوگرد (SO2) گازی بیرنگ و بیبو، خفه کننده و محرک سرفه و به راحتی به مايع تبديل میشود. در اثر اکسيداسيون مواد گوگرددار ايجاد میشود و توليد مسمومت میکند. وجود 1.7 - 1.4 ميلی گرم در هر ليتر هوا از آن به فاصله 1 - 0.5 ساعت کشنده است. در مسموميت حاد ، خفگی و کبود شدن انگشتان و لبها مشاهده میشود. بيمار نمیتواند حرف بزند و در عمل بلع مشکل دارد. مرگ آنی ناشی از اين گاز نادر است. اکسيدنيترو (NO2) گازی است اکسيدان که رنگ آن از زرد تا نارنجی خرمايی تغيير میکند. مسموميتهای زيادی در صنعت از آن مشاهده شده است. علايم مسموميت حاصل از اين گاز عبارتند از: سرفه، عطش، نبض سريع و نامنظم، پايين آمدن فشار شريانی، اغما و پس از 48-24 ساعت، مرگ اتفاق میافتد.. سيانوژن (C2N2) سيانوژن گازی است بی رنگ و خيلی سمی و محرک با بوی تند که کمی با بوی اسيد سيانيدريک تفاوت دارد. سميت آن 4 مرتبه از اسيد سيانيدريک کمتر است. اگر مقدار اين گاز زياد باشد، مرگ آنی به فاصله 3-2 دقيقه در اثر فلج شدن مراکز تنفسی و عضلات قلب و سنکوپ پيش میآيد. اگر مقدار گاز کم باشد، حالت استفراغ ، سرگيجه و ضعف عمومی ايجاد میشود و ممکن است به فاصله يک ساعت، مسموم بميرد.
گردو غبار گردوغبار به علت ايجاد بيماريهای خاص، اهميت ويژه ای دارد و مسئله بيماريهای حاصله از گردوغبار موضوعی است که از قديم گريبانگير انسان بوده است. ايجاد گردوغبار در اثر تجزيه مواد جامد به ذراتی با ابعاد کوچک است. به طوريکه بعضی از اين ذرات می توانند برای مدت کوتاه يا طولانی در فضا منتشر شده و در حالت تعليق باقی بمانند. توليد گردوغبار به علت برخی اعمال مکانيکی از قبيل خرد کرد، شکستن، ترکانيدن، مته کردن، سائيدن و غيره انجام می گيرد و ذراتی که توليد می گردد ممکن است از ذرات قابل رويت با چشم ، تاذرات ميکروسکوپی و اولترا ميکروسکوپی متفاوت باشند. در اصطلاح علمی بيماريهايی را که در اثر گردوغبار ايجاد می شوند بنام نوزوکونيوزها می شناسند و چنانچه بيماری ناشی از گردوغبار در ريه ها رخ دهد به آن پنوموکونيوز می گويند.
- گرد و غبار هاي بي اثر : اينگونه گرد و غبار ها اثرات فيبروزي روي بافتهای بدن ندارند. بقاباي حاصل از اين گرد و غبار در نسوج لنفاتيك ريوي توسط اشعه ايكس قابل رؤيت هستند. اين مسئله باعث شروع بیماری سل و يا ساير عفونتها نمی شود و عمل ريه ها را مختل نمي كند. - گرد و غبارهاي سمي : اينگونه گرد وغبار ها را كه به نام گرد و غبار (بار آورنده ) نيز مي نامند معمولا" همگي ايجاد پنوموكونيوهاي فيبروتيك مي نمايند. بسته به نوع گرد وغبار آثار و علائم بيماري پس از مدتي از افراد ظاهر ميگردد و در اثر طول مدت تماس، شخص به عوارض سخت ريوي دچار شده و ظرفيت تنفسي بتدريج كم ميگردد و علائم خاص كلينيكي تظاهر مينمايد. اين بيماريها معمولا كشنده نبوده وماهها و سالها و تا آخر عمر گريبانگير فرد مبتلا ميباشد ومنجر به ازكار افتادگي و عليل شدن شخص خواهد شد. سيدروزيس : امروزه دربعضي از مشاغل چون جوشكاري، كارگران در معرض استنشاق گرد و غبار و يا بخارات آهن بوده و در صورتيكه جوشكاري درفضاي بسته انجام گيرد تماس كارگر بيشتر شده و چنانچه كارگر براي ساليان متمادي اين كار را انجام دهد درنتيجه استنشاق گرد وغبار و بخارات آهن تغييرات راديولوژيكي در ريه ظاهر ميشود كه عبارت از رتيكولاسيون ويا نودولاسيون ميباشد. اين حالت بنام سيدوز جوشكاران و يا ريه اكسيد آهن ناميده ميشود. تغييرات ذكرشده معمولا همراه با علائم کلینیکی نبوده و بطور کلی کارگران در سلامت کامل بوده و در رادیوگرافی بعدی پيشرفتي مشاهده نميشود.
بيماريهاي پوستي ناشي از كار علل بيماريهاي پوستي ناشي از كار: همانطور كه ميدانيم بيماري ناشي از كار بيماري است كه به علت اشتغال به يك كار و تحت تأثير شرايط موجود در آن كار ايجاد ميشود و اين نوع بيماري در اثر عوامل مختلفي ایجاد ميگردد. به كار بردن مواد شيميايي متنوع و متعدد در دنياي كار و صنعت از يك طرف و در محيط خانه و زندگي از طرف ديگر باعث به وجود آمدن عوارض پوستي گوناگون شده است. طبقهبندي بيماريهاي پوستي ناشي از كار بيماريهاي پوستي را در 5 گروه دستهبندي ميكنند: الف- درماتوزهاي شغلي غيراگزمايي ناشي از مواد شيميايي: 1- سوختگي شيميايي: تماس پوست با مواد شيميايي(شامل سوختگي كمتر از 3 و بيشتر از 10 درصد ميباشد). .2- زخمهاي پوستي پيرونو: درافراد شاغل در معادن نمك ديده مي شود. 3- ضايعات ناخنها: در افراد شاغل در صنايع سيمان ديده مي شود. 4- اختلالات پوست: در افراد شاغل دركارخانجات تصعيد و پلاستيك سازی ديده مي شود . 5- فوليكوليتها و آكنه ها: در كارگران صنايع فلزي و مكانيكها كه با انواع روغنها و چربي و گريس در تماسند ديده ميشود. 6- سرطان پوستي ناشي از عوامل شيميايي : اين نوع سرطان به دو گروه تقسيم ميشوند: I- سرطان ناشي از قير- قطران و مواد محتوي هيدروكربنهاي اشباع شده: در كارگراني ديده ميشود كه در صنایع زغالسنگ و برخی صنایع پتروشیمی كار ميكنند. II- سرطان ناشي از آرسنيك: بيشتر در كشاورزان و افرادي كه در ساخت حشرهكشها هستند، ديده ميشود. ب- درماتيتهاي اگزمايي شكل با منشاء شيميايي: 1- درماتيتهاي متمركز در دستها و ساعدها 2- درماتيتهاي پراكنده به ساير قسمتهاي بدن ج- كهيرهاي شغلي: عكسالعملي است كه بدن در مقابل عوامل مختلف از خود نشان ميدهد و يك ضايعه كوتاه مدت است. 1- كهيرهاي ناشي از عوامل فيزيكي: كهيرهاي ناشي از گرما و سرما و فشار ناشي از گرفتن ابزار در دست. 2- كهيرهاي ناشي از توليدات حيواني و محصولات نباتي: در كارگراني ديده ميشود كه با پشه و موي حيوانات در تماسند. 3- كهيرهاي ناشي از تماس با عوامل شيميايي: مانند كلرافين و فرمل و آنتيبيوتيك و پرسولفات آمونيوم و... د- درماتوزهاي شغلي ناشي از عوامل فيزيكي: 1- آسيب هاي مكانيكي: بيشتر به شكل حوادث ناشي از كار می باشد و باعث زخمها و خراشيدگيهايي ميشوند. 2- درماتيتهاي ناشي از تأثير موضعي اشعه مادون قرمز: در كارگران شيشهسازي و ذوب فلزات و آهنگري ديده ميشود. 3- كار در سرما: ژلور- و- آنژلور- دو نوع عارضهاي است كه كساني كه در سرما كار ميكنند به اين عوارض مبتلا ميشوند. 4- اشعه ماوراء بنفش: قرار گرفتن در معرض اين اشعه به مدت طولاني و مكرر سبب بروز ضايعاتي در سطح پوست ميشود. 5- تشعشعات يونيزان: راديولوژيستها و كاركنان نيروگاههاي اتمي با اين تشعشعات در تماسند. ح- درماتوزهاي شغلي ناشي از عوامل جاندار يا حيواني: 1- درماتوزهاي شغلي ناشي از ويروسها: در افرادي كه در كشتارگاهها و قصابيها كار ميكنند. 2- درماتوزهاي شغلي ناشي از باكتريها: در پرستاران و ساير كساني كه در مراكز درماني كار ميكنند. 3- عوارض قارچي پوست: در معدنچيها و كارگران ساختماني و جادهسازي و ذوب فلزات به وجود ميآيد. 4- درماتوزهاي با منشاء پارازيتي يا انگلي: يكي از اين درماتوزها چرب است و در محيطهاي درماني ديده ميشود. همچنين درماتوزهاي انگلي ناشي از كرمهاي شيستوزوما هماتوبيوم كه در اندامهاي تحتاني و دستها به صورت ضايعات پوستي عارض شده و داراي خارش شديد ميباشند.
|
صفحه اصلی > مطالب خوانندگان > راهنمای سایت > درباره ما > ارتباط با ما
كليه حقوق اين
سايت متعلق به صاحب امتیاز آن ميباشد،هرگونه كپي برداري از
مطالب سايت بدون مجوز كتبي ممنوع است
Copyright © 2008 - . Designed by : Ehsan
Privacy Policy - Disclaimer , All rights reserved